ذبيح الله صفا
1207
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مريدان آنها را مىنوشتند و ازين راه است كه پارهيى از مجالس صوفيه بدست ما رسيده است . مجالس مولانا داراى عباراتى بسيار شيوا و ساده همراه با معانى مختلف عرفانى و توضيح و تفسير آيات قرآنى بمذاق عارفان است و او در ميان سخنان خود بشيوهء صوفيان بسيارى از احاديث و امثال و اشعار تازى و پارسى را نيز آورده و ازين راه هريك از مجالس مذكور را با مطالب متنوع همراه كرده است . مجالس سبعه يك بار در استانبول بسعى و اهتمام آقاى محمد فريدون نافذ و بارديگر در آغاز مثنوى مولوى چاپ « كلالهء خاور » بسال 1319 شمسى در تهران بطبع رسيد . سوم مكاتيب : يعنى مجموعهء مراسلات كه تاكنون سهبار در استانبول و تهران طبع شده است و از ميان آثار منثور مولوى اصالت آنها طبعا بيشتر از همه است زيرا منشآت او و بقلم او بىتصرّف واسطهييست ، و بااينحال اگر آن نامهها را كه معمولا بپادشاهان و وزرا و رجال و مشايخ عهد نوشته است با مجالس او و با فيه ما فيه مطابقه كنيم هم سنخ مطالب را در آنها يكسان مىيابيم و هم شيوهء گفتار را با اين تفاوت كه مكاتيب او نثرى آراستهتر و استوارتر دارد . بررويهم نثر مولوى مانند نظمش ساده و دلپذير و بر روش مشايخ صوفيه همراه با ايراد آيات و احاديث و اخبار و اشعارست با اين فرق كه او براثر وسعت اطلاعات خود در دانشهاى اسلامى و احاطه بر تفاسير و احاديث نبوى و احكام شرع ، درآوردن آيات و احاديث و اخبار و روايات و اشارات مجمل يا مشروح بدانها در نثر خود خاصه در مكاتيب و مجالس مبالغه كرده و اين امر گاه موجب اطالهء كلام وى شده است .